به گزارش ایرنا، یونسکو هم نسبت به زوال فرهنگها و آیینها هشدار داده، اما خبر خوب آن است که به دلیل غنای عمیق فرهنگ ایران و مازندران، تولید آثار مبتنی بر این میراث بلافاصله با اقبال و توجه مخاطب مواجه میشود و ظرفیت تبدیلشدن به جریان فرهنگی اثرگذار را دارد.
این روزها با هر اسکرول در شبکههای اجتماعی و نگاهی به محتواهای تولیدی میتوان به تغییرات فرهنگی گسترده در بین نسل جوان پی برد. ان هم در سرزمینی که فرهنگی غنی و فاخر دارد. در این میان عبارتهای متعددی از سوی بزرگان درباره نقش فرهنگ در تعالی جوامع بیان شده است، اما این جمله از محمدعلی فروغی فیلسوف و سیاستمدار ایرانی، بهخوبی وضعیت و اهمیت فرهنگ را یادآور میشود: «ملتی که فرهنگ ندارد، تاریخ ندارد و آیندهای هم نخواهد داشت.»
این جمله، در ظاهر ساده اما در عمق، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات امروز باز میگردد؛ اینکه فرهنگ در عصر جهانیشدن چه جایگاهی دارد و چگونه میتواند در برابر موج یکسانسازی رسانهها و شبکههای اجتماعی دوام بیاورد.
جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری به هم متصل است؛ مرزهای فرهنگی در حال شفاف شدناند و سبکهای زندگی با سرعتی بالا در هم ادغام میشوند. در چنین شرایطی، فرهنگهای بومی اگر نتوانند خود را در قالبهای تازه بازتعریف کنند، بهتدریج از زیست روزمره کنار میروند؛ نه با یک گسست ناگهانی، بلکه در فرآیندی آرام و تدریجی.
نشانههای این تغییر، در جزئیات زندگی روزمره قابل مشاهده است؛ از کمرنگ شدن آیینهای محلی گرفته تا تغییر زبان روایتها و فاصله گرفتن نسل جدید از الگوهای فرهنگی سنتی. روندی که برخی آن را طبیعی و برخی دیگر آن را نشانهای از یک جابهجایی عمیق فرهنگی میدانند.
با این حال، در دل همین تحولات، همچنان بر یک نکته تأکید میشود؛ ظرفیت فرهنگی ایران، برخلاف برخی نگرانیها، نهتنها کاهش نیافته بلکه در صورت بازآفرینی درست، میتواند به یک مزیت اثرگذار در تولید محتوا و روایتهای فرهنگی عمیق تبدیل شود؛ نمونه مشخص این ماجرا جشوارههای اقوام، کتجاوی برای دانستن ایین و رسوم یه منطقه و تجریه زیسته فرهنگهای بومی مختلف است؛ ظرفیتی که اگر به زبان امروز ترجمه شود، توان گفتوگو با مخاطبانی فراتر از مرزها را نیز خواهد داشت.
در این میان، مازندران نیز از این قاعده مستثنی نیست. این استان با برخورداری از پیشینهای غنی در حوزه فرهنگ، آیینها و روایتهای بومی، بخشی از همین سرمایه فرهنگی ایران به شمار میرود. با این حال، تحولات سبک زندگی و تغییرات نسلی، همان چالشهایی را پیش روی فرهنگ مازندرانی قرار داده که دیگر مناطق کشور نیز با آن مواجهاند؛ چالشهایی که بیش از هر چیز، بر ضرورت بازتولید و روایتسازی نوین از این میراث تأکید دارد.
بازگشت به ریشههای فرهنگی؛ راه برونرفت از وضعیت موجود
در تشریح این وضعیت و سیاستگذاری پیرامون برونرفت از آن، مدیرکل فرهنگ و ارشاد مازندران معتقد است بازگشت به ریشههای فرهنگ بومی و محلی و اصیل، نسخه شفابخش تعدیل این وضعیت در نسل جوان است.
محمد محمدی با توضیح اینکه ما آخرین نسلی هستیم که امکان آن را داریم با سیاستگذاری درست از فروپاشی و زوال فرهنگی جلوگیری کنیم و مسئولیت داریم، تأکید کرد: اگر امروز وظیفه خودمان را درست انجام ندهیم، یک آسیب جدی و تدریجی به فرهنگ وارد میشود؛ آسیبی که سالبهسال عمیقتر میشود. این آسیب فقط یک مسئله ساده نیست، بلکه میتواند به نوعی نفاق فرهنگی و حتی تأثیرپذیری از ابزارهای جدید مثل هوش مصنوعی هم مرتبط شود.
وضعیت زبان مازندرانی و میراث در حال فراموشی
او تصریح کرد: برای مثال، زبان مازندرانی یا همان زبان گستردهتر طبری را در نظر بگیرید. در گذشته این زبان در گستره وسیعی از جغرافیا از جمله قزوین، تهران، بخشهایی از گیلان، سمنان، گلستان و مازندران رواج داشت. امروز اما بخش زیادی از این گستره زبانی از بین رفته یا به فراموشی سپرده شده است.
وی با اشاره به اینکه استان مازندران آخرین بازمانده جدی فرهنگ تاریخی طبرستان به حساب میآید گفت: ما عملاً تنها با حدود دو هزار واژه فعال گفتوگوی طبری میکنیم؛ در حالی که بخش عظیمی از واژگان این زبان چیزی نزدیک به ۱۹۸ هزار واژه رو به فراموشی است.
هشدار جهانی درباره نابودی زبانها و آیینها
این مقام مسئول با بیان اینکه طبق آخرین گزارشهای سازمانهای بینالمللی مانند یونسکو، هر ۱۵ روز یک زبان مادری در جهان در معرض نابودی قرار میگیرد، یادآور شد: یعنی زبان طبری ما هم در ۵۰ سال آخر خود در مسیر نابودی قرار دارد. یعنی بالای ۹۰ درصد از بین رفته است.این فقط درباره زبان طبری نیست؛ آیینهای بوم ما مانند ترمه سیزدهشو و جشن خرمن و … رو به زوال است. یعنی بیش از ۷۰ آیین و میراثی که مازندران و طبرستان و گیلان داشته نیز در همین مسیر قرار دارند.مثلاً نهایتاً با یک یادآوری در شبکههای اجتماعی از شروع سال طبری در ۲ مرداد مطلع میشویم. ما گاهی حتی مناسبتها و ریشههای تاریخی خودمان را هم بهدرستی نمیشناسیم. این نشان میدهد که ما در آستانه یک مسئولیت تاریخی قرار داریم؛ شاید ما آخرین نسلی باشیم که میتواند این میراث را حفظ کند.
محمدی گفت: اگر این نسل امروز این آیینها را حفظ نکند و سیاستگذاری فرهنگی درست انجام ندهد، تفاوتی میان مناطق مختلف کشور باقی نخواهد ماند؛ زیرا همه چیز به سمت فراموشی پیش میرود. در چنین شرایطی، ۵۰ سال آینده ممکن است بخش بزرگی از زبانها و هویتهای محلی از بین رفته باشند؛ حتی زبان فارسی نیز از تغییرات عمیق مصون نخواهد بود.
وی تصریح کرد: ادبیات نسل جدید را ببینید؛ واژگان و ساختارهایی در حال شکلگیری است که برای نسلهای قبل قابل فهم نیست. این تغییرات نشان میدهد که ما در حال عبور از یک دگرگونی فرهنگی جدی هستیم.
نقش سیاستگذار فرهنگی و ضرورت بازتعریف تولیدات هنری
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران گفت: مدیر سیاستگذار باید سیاستهای خود را در این عرصه پیاده کند و فعالانی که به طور مشخص برای فرهنگ بومی کار میکنند تشویق و حمایت کند. برای صدور مجوز هر اثری ابتدا باید بپرسیم که یک اثر به فرهنگ چه کمکی میکند. اینکه هنرمند باید در خدمت فرهنگ باشد، نهادینه شود.
محمد محمدی با بیان اینکه مسئولیت تنها بر عهده یک مدیر یا یک نهاد نیست، خاطرنشان کرد: هنرمندان، رسانهها، سیاستگذاران فرهنگی و همه ما در این روند نقش داریم. اگر فرهنگ جدی گرفته نشود، بهتدریج هویت، اقتصاد و حتی انسجام اجتماعی نیز آسیب میبیند. اینکه فرهنگ بومی و آیینی ما رو به فراموشی است و ما آخرین نسلی هستیم که سنگینترین وظیفه برای حفظ و بازتولید آن را داریم، باید مورد توجه قرار گیرد.
او یادآور شد: چرا وقتی قصه عاشقانه نجما و رعنا، مینا و پلنگ، طالب و زهره را داریم، شخصیتهای بیگانه باید در ذهن نسلهای جدید پررنگ و غالب شوند؟ امروز اگر از نسلهای جدید درباره اسطورهها بپرسید، بتمن و شخصیتهای بیگانه را نام میبرند. علت این است که ما، سیاستگذار، هنرمند و رسانه کمکاری کردهایم. زمانی که فرهنگ رو به نابودی برود، خودبهخود اقتصاد، هویت و شخصیت از بین خواهد رفت.
به گفته او کشورهایی مانند ژاپن نشان دادهاند که با کار منظم و فردمحور («من باید کارم را درست انجام دهم») میتوان فرهنگ را حفظ و تقویت کرد. اما در بسیاری از موارد ما بیشتر درگیر کارهای مناسبتی هستیم تا برنامهریزی راهبردی و پایدار. این در حالی است که سالهای سال این اقدامات در حال انجام بوده اما اتفاق شاخصی رخ نداده است.
محمدی گفت: اگر بهجای نگاه کوتاهمدت، به تربیت نیروی انسانی فرهنگی و هنری توجه کنیم، نتیجه آن در آینده بسیار روشن خواهد بود. باید نسل جدید با اسطورهها و داستانهای بومی خود مانند آرش، فریدون، سام و دیگر روایتهای کهن آشنا شود، نه اینکه تنها با الگوهای وارداتی مانند شخصیتهای غربی بزرگ شود. ما در معرفی درست فرهنگ و اسطورههای خودمان .کمکاری کردهایم. این کمکاری فقط مسئولیت یک فرد نیست؛ یک ضعف ساختاری در سیاستگذاری فرهنگی است.
اگر این روند اصلاح نشود، در آینده با جامعهای مواجه خواهیم شد که دچار بحران هویت، افزایش آسیبهای اجتماعی و فاصله فرهنگی عمیق خواهد بود. اما اگر نگاه بلندمدت و برنامهمحور داشته باشیم، میتوانیم فرهنگ بومی را احیا و تقویت کنیم.
امروز در جامعهای زندگی میکنیم که بخش زیادی از جامعه فرهنگ و تاریخ خودشان را نمیشناسند.
شاخصهای تحقق سیاست فرهنگی و نمونههای موفق
وی تصریح کرد: معتقدم زمانی سیاستهای فرهنگی ما به درستی نهادینه شده و ما موفق بودهایم که دستکم در مازندران همزمان تئاتر طالب و زهره، مینا و پلنگ، اسپهبد خورشید، ورفچال اجرا شده باشد. در چنین صورتی میتوان گفت سیاستگذاری فرهنگی اجرایی شده است، یعنی هنرمندان به سمت تولید چنین آثاری رفتهاند.
در موسیقی و زبان طبری و هر ارزش دیگری نیز باید چنین اتفاقی رخ دهد. بنابراین باید از تئاتر و اثر هنریای حمایت کنیم که ریشه در فرهنگ ما داشته باشد. جشنوارهها باید طوری تعریف شود که درباره اساطیر مازندران در شاهنامه باشد؛ جوانان با آرش، فریدون یا اساطیر طبرستان در شاهنامه آشنا شوند.
نمونه مشخص و موفق این اتفاق تولید و اجرای تئاتر طالب و زهره از سوی یک هنرمند مازندرانی است. ما برای این اجرا سقف فروش را برداشتیم و ۱۳ شب اجرا رفت و ۴ میلیارد تومان فروش داشت و با استقبال مواجه شد. پس از این تئاتر و موفقیت ان اکنون بسیاری از هنرمندان مازندران به سمت آثار با چنین مضامینی روی آوردهاند و مورد حمایت نیز قرار میگیرند. هر اثری که با ریشههای فرهنگی مردم مرتبط باشد اثرگذار است و مورد توجه قرار میگیرد.
محمدی تاکید کرد: علت غربزدگی و بیشتر تفکرات مبتنی بر پوچگرایی، ناشی از رفتارهای نادرست فرهنگی و فاصله از ریشههای فرهنگی است.
به گزارش ایرنا، در مجموع، یکسانسازی رسانهای اگرچه ارتباط جهانی و دسترسی به محتوا را آسانتر کرده، اما در صورت نبود بازتولید آگاهانه فرهنگهای بومی، میتواند به تضعیف تنوع فرهنگی، کمرنگ شدن هویتهای محلی و فاصله گرفتن نسلهای جدید از ریشههای تاریخی و اسطورهای منجر شود؛ به همین دلیل، تولید و ترویج روایتهای بومی در کنار جریان رسانهای جهانی، یک ضرورت فرهنگی محسوب میشود.










